
مجيد قرباني
وبسايت اختصاصي مجيد قربانيدستاني كه كمك مي كنند مقدس تر از دستهايي هستند كه روبه اسمان دعا مي كنند |
محمد جواد عاطفی در سال 15/12/1371 در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر او کارمند و مادرش معلم بود از همین رو او در خانواده ای نسبتا متوسط در یکی از روستاهای بخش خمام دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه ی علی نژاد و مولوی گذراند. دیری نپایید که استعدادهای فراوانش در زمینه های مختلف از جمله فرهنگی هنری و قرآنی نمایان شد او در همان اوان زندگی به کلاس های مختلف میرفت تا استعداد خود را شکوفا کند مقامات قرآني
۱-مقام اول كشور در مسابقات قرائت قرآن ارگان جهاد ۱۳۸۴ كرمانشاه
-۲ مقام اول کشور در مسابقات قرائت قرآن ارگان بسیج 1385 قم
3- مقام دوم کشور در مسابقات قرائت قرآن ارگان جهاد 1388 شیراز
4- مقام سوم کشور در مسابقات اذان آموزش و پرورش 1386 مشهد
5- مقام چهارم کشوردرمسابقات ترتیل قرآن ارگان اوقاف 1386 کردستان
7- مقام اول مسابقات ترتیل قرآن اوقاف و امور خیریه 1386 گرگان
8- " دوم " " " " " " " " " 1385 قزوین ۹-مقام دوم مسابقات كشوري اذان يادواره بلال حبشي ۱۳۸۹ تهران
۱۰-مقام اول مسابقات كشوري ترتيل قرآن كريم مساجد كشور ۱۳۹۰مشهد
۱۱-برگزيده به عنوان برترين قاري مرتل نونهال جمهوري اسلامي ۱۳۸۴
ايشان حائز صدها رتبه استاني در اين رشته ها ميباشند كه به دليل حجم
كوچك وبلاگ از آوردن آنها منصرف شده و به بيان مقامات كشوري قانع شديم
محمدجواد عاطفي به عنوان مبلغ قرآن كريم در سال هاي ۱۳۸۹ و ۱۳۸۸ به
كشورهاي تركيه و امارات سفر مستقيم داشته و سيدي تلاوت ترتيل او در
ده كشور از جمله بلاروس.مالزي.كويت.تركيه.لبنان.عراق.بوسني
وهرزگوين.پاكستان.آذربايجان و ارمنستان به اكران در آمده.
مقامات فرهنگي و هنري
۱-كسب رتبه اول در مسابقات كشوري طراحي كاريكاتور۱۳۸۸ تهران
۲-كسب رتبه اول گروهي در مسابقات طراحي آرم در كشور ۱۳۸۹ تهران
۳-كسب رتبه اول در مسابقات خلاقيت جابربن حيان ۱۳۸۸ تهران
مسئوليت هاي فرهنگي و سياسي
محمدجواد عاطفي در سالهاي ۸۸و۸۹ به عنوان مشاور استاندار وقت گيلان
در امور جوانان فعاليت داشته و به دليل قابليت هاي قرآني و فرهنگي به
عنوان مسؤل كانون قرآن و عترت اداره ارشاد اسلامي انتخاب گرديد او عضو
ارشد شوراي عالي قرآن كريم دارالقرآن كريم و عضو فعال انجمن نخبگان
استان گيلان و عضو ستاد نخبگان قرآني جمهوري اسلامي ايران ميباشد.او
هم اكنون بازرس شوراي بسيجيان شهرستان بندر انزلي ميباشد
محمدجواد عاطفي چند دوره داور مسابقات دانش آموزي و مسابقات تبليغات
اسلامي بوده و در سال ۱۳۸۹ به عنوان خادم برگزيده قرآن كريم از سوي
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انتخاب گرديده است.
مدارك هريك از مقامات در صورت درخواست دوستان قابل ارائه ميباشد
آخرين مقام كسب شده توسط محمدجواد عاطفي كسب رتبه دوم قرائت
ترتيل در مسابقات دانشجويي منطقه ۱ كشور ميباشد كه آنجانب در مورخ
۶ ارديبهشت سال ۱۳۹۱موفق به كسب اين مقام شده اند
محمدجواد عاطفي با ۲۰ سال سن هم اكنون دانشجوي دانشگاه علوم قضايي و خدمات اداري وابسته به قوه قضاييه ميباشد.......... [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:52 ] [ مجيد قرباني ]
[
] معرفی شهرستان رودسر
معرفی شهرستان رودسر شهرستان رودسر با وسعتی حدود 1340 کیلومتر مربع در شرق استان و سومین شهر وسیع گیلان میباشد. رودسر از شمال به دریا، از جنوب به سلسله جبال البرز و از شرق به استان مازندران و از غرب بهلنگرود منتهی میشود. شهرستان رودسر دارای چهار بخش مرکزی، کلاچای، چابکسر و رحیم آباد میباشد. قومیت مردم رودسر گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پیش (شرق گیلان) تکلم میکنند. مذهب مردم رودسر شیعه جعفری و اثنی عشری است رودسر در زمانهای قدیم به نامهای کوتم و هوسم نامیده میشود و دارای تاریخ بسیار دوری میباشد. یکی از روستاهای رودسر به نام تیمجان در زمان سلطنت شاه عباس اول دارای ضرابخانه بوده که سکههای ضرب شده در این محل موجود است مقدسی جغرافی دان معروف در سال 375 هجری قمری در کتاب (احسن التقاسیم فم معرفه الاقالیم) آورده هوسم را بازاری نیکو و مسجد جامعی نزدیک مقرحاکم است و یا حمداله مستوفی در سال 740 هجری قمری از هوسم به عنوان بندر و لنگرگاه کشتیهایی که از گرگان و طبرستان آذوقه حمل میکردند یا نموده مردم [رودسر] دارای عواطف و پایبند به اصول مذهبی میباشند. این مطلب را رابینو در کتاب ولایات دارلمرز گیلان بدین صورت آورده: مردم رودسر به ملایمت طبع و علاقه مندی به مذهب معروف میباشند اقتصاد مردم رودسر به علت قرار گرفتن درکنا دریا و زمینهای مناسب بیشتر بر پایه کشاورزی و ماهیگیری استوار است. از محصولات تولید شده در رودسر میتوان برنج، چای، مرکبات، گندم، جو، فندق، گردو، حبوبات، گل گاوزبان و انواع سبزی و ابریشم را نام برد. تنوع و فراوانی در رودسر باعث گردیده تا بازار هفتگی آن که در روزهای یکشنبه دایر میگردد از رونق فراوانی برخوردار باشد. بافت چادرشب، حصیر، جوراب پشمی، زنبیل، نمد بافی و تولید انواع سرامیک و سفال را نام برد که اغلب در یکشنبه بازار رودسر عرضه میگردد.
جازبههای گردشگری و تاریخی: منطقه بسیار پرجاذبه سفیدآب رحیم آباد رودسر و آبشار زیبای آن با چشمههای زلال و متعدد که از - کوههای پر برف سرچشمه گرفته و از میان جنگلهای انبوه میگذرد ساحل بسیار زیبا و آرام رودسر به طول 40 کیلومتر هرساله پذیرای خیل مشتاقان دریا میباشد - منطقه جنگلی و کوهستانی سرولات (در چابکسر) بارودی بسیار پرآب و زلال که نزدیکی آن به دریا - تلفیقی از یک شاهکار طبیعت میباشد چشمه آب معدنی سجیران واقع در روستای جیرک در یک مسیر کوهستانی و در لابلای جنگل انبوه که - دارای خواص فوق العاده شفابخش و مفید برای بیماریهای کلیوی - کبدی و گوارشی میباشد همچنین وجود غارهایی مربوط به انسانهای ماقبل تاریخ در این منطقه حاکی از زندگی انسانهای اولیه - می باشد که میتوان به غار دیارجان نزدیک آشورآباد و غار کبیران نزدیک گرمابه دشت رودسر و غار سرد دره در روستای شاهیجان اشکور اشاره کرد. گنبد پیر محله یکی از نقاط تاریخی رودسر و از عجایب هفتگانه گیلان میباشد. ساخت گنبد مربوط - به دوره کیانیان و به صورت هشت ضلعی میباشد قلعه بندبن در بند بن قاسم آباد رودسر با برجی به ارتفاع 12 متر که ظاهراً در زیر قلعه راهها و - دالانهایی برای تردد وجود داشته است پل آجری تیمجان که ساخت آن مربوط به دوره صفویه میباشد - مسجد جامع تیمجان و قبور سادات مرعشی - بقعه متبرکه یحی دلیجان فرزند امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه آقا سید محمد فرزند گرامی امام موسی بن جعفر (ع) ه - بقعه متبرکه آقا سید عبداله فرزند گرامی امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه آقا سید نصرالدین از نوادگان امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه آقا سید نصرکیا از نوادگان امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه آقا سید مبین از فرزندان گرامی امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه آقای سید معین از فرزندان گرامی امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه آقای سید مرتضی از نوادگان گرامی امام موسی کاظم (ع) ه - بقعه متبرکه سیده بی بی سکینه از فرزندان گرامی امام موسی بن جعفر (ع) سوغات شهر: برنج اعلای طارم _رضا جویه _سنگ جویه_هاشمی و حسن سرایی نام برد [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:41 ] [ مجيد قرباني ]
[
] داروی گیاهی گل گاوزبان.
گاو زبان گياهي است علفي و يكساله كه ارتفاع ساقه آن تا 60 سانتيمتر مي رسد ساقه آن شيار دار و خاردار مي باشد . برگهاي اين گياه ساده و پوشيده از تارهاي خشن است . گلهاي آن برنگ آبي ، سفيد ، بنفش و آبي مي باشد . گاو زبان احتمالا از شمال آفريقا بنواحي ديگر راه يافته و امروزه در منطقه مديترانه ، نواحي شمال آفريقا و قسمت هايي از خاورميانه مي رويد . گل ، برگ و سرشاخه هاي گلدار آن بمصرف دارويي مي رسد . تركيبات شيميايي: گل گاو زبان و برگ هاي آن داراي لعاب فراوان است . اين گياه داراي نيترات پتاسيم ، رزين ها ف مالات كلسيم ، منگنز ، منيزيوم ، اسيد فسفريك و آلانتوئين مي باشد . خواص داروئي: گاو زبان از نظر طب قديم ايران سرد است 1)گل گاو زبان 2)آرام كننده اعصاب است 3)عرق آور است 4)ادرار آو ر است 5)كليه ها را تقويت مي كند 6)سرمخوردگي را برطرف مي كند 7)براي از بين بردن سرفه از دم كرده گل گاو زبان استفاده كنيد 8)در درمان برونشيت موثر است 9)بي اختياري دفع ادرار را درمان مي كند 10)التهاب و ورم كليه را درمان مي كند 11) در درمان بيماري سرخك و مخملك مفيد است 12)ضماد برگ هاي گاو زبان براي رفع ورم موثر است 13)برگهاي گاوز بان را بپزيد و مانند اسفناج از آن استفاده كنيد 14)برگهاي تازه گل گاو زبان داراي مقدر زيادي ويتامين C مي باشد و در بعضي از كشورها آنرا داخل سالاد مي ريزند . طرز استفاده: به مبحث نسخه پيچي گياهان دارويي براي بيماري مورد نظر مراجعه نماييد مضرات : یاهی گل گاوزبان. [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:21 ] [ مجيد قرباني ]
[
] آداب گفتگو در مراسم خواستگاری
آداب گفتگو در مراسم خواستگاری
مطالبی است مفید و آموزنده كه به درد همه جوونا می خوره و از یه روزنامه برداشت شده . امیدوارم استفاده مفیدی برای شما داشته باشد..
جلسه خواستگاری به دلیل بینش و شناختی كه به آدم نسبت به طرف مقابلش می دهد جلسه مهمی است اگر ما توی این جلسه به شناخت درست و درمانی نمی رسیم به خاطر این است كه سوالات و صحبتهای درست و درمانی را ردوبدل نمی كنیم. و اما نكته های مهم جلسه خواستگاری: اول از همه توانایی ها، ضعفها و خصوصیات اخلاقی و رفتاری خود را خوب بشناسید و تكلیفتان را با خودتان مشخص كنید بعد هدفها، معیارها، ویژگی ها و خط قرمزهای زندگی و همسر آیندتان را برای خودتان لیست كنید تا حداقل بفهمید چی از این زندگی می خواهید! این خودشناسی به سوالات و صحبتهایتان توی جلسه خواستگاری جهت می دهد و شمارا از پرسیدن سوالات بی خود و بی فایده دور می كند. برای شروع صحبت از موضوعات روز شروع كنید تا همین اول كار ، نگاه و دید طرف مقابل را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی روز متوجه شوید و البته خط مشی فكری اش هم دستتان بیاید. اگر می خواهید او را خوب بشناسید خودتان را خوب معرفی كنید . همه موارد زیر را درباره خودتان بگویید تا او هم متقابلا همین كاررا بكند. درباره شكل گیری زندگیتان بگویید یعنی تحصیلات، شغل و فعالیتهایتان را بیان كنید. اعتقادات خودتان را كاملا باز كنید مثل این كه خداكیه؟ كجای زندگی شما قرار دارد و ... . ویژگی های روحیتان را نام ببرید اینكه آدم آرامی هستید یا بدخلق یا آدم شادی هستید البته بگویید چه نوع آدم شادی و اصلا شادی را توی چه می بینید! برنامه و چشم انداز زندگیتان هم یادتان نرود این كه قرار است به كجا برسید، طرح زندگیتان چیست ابزار و امكاناتی كه دارید و روشهای زندگی كردن و... خوش آمدها و بد آمدهایتان را هم نام ببرید. محاسن و معایب را هم فراموش نكنید مخصوصا معایب جسمی و روحی تا بعدا به دروغگویی متهم نشوید! طوری سوال كنید كه بتوانید كاملا طرف را بشناسید مثلا درباره چرایی وچگونگی بینش ها و گرایشهایش سوال كنید این كه چرا می خواهد ازدواج كند چرا این شغل را دارد، چرا درس می خواند، از نماز خواندن چه چیزی را می خواهد، منظورش دقیقا از حجاب چیست و... اینطوری سطحی یا عمقی بودن باورها و عقایدش را می فهمید. یادتان باشد كه آدمها توی نظرات خود دنبال بیان جوابهای درست و صحیح هستند نه معرفی آن چیزی كه واقعا هستند پس سوالات مصداقی بپرسید. درباره ویژگی های روانشناختی، روحی و ذاتی جنس مخالف هم اگر اطلاعاتی داشته باشید خیلی خوب است اینطوری راحت تر ابعاد شخصیتی او را می شناسید و براساس ذهنیتهای خودتان اورا ارزیابی نمی كنید! مسائل خانوادگی معاشرتها و مخصوصا نوع رابطه با والدین و میزان تاثیر گذاری یا تاثیر پذیری از آنها را هم توی سوالتتان قرار دهید. در جلسه اول سوالات كلی تر را مطرح كنید اما در جلسات بعدی وارد مباحث جزئی تر عمیق تر و واقعی تر شوید. راستی خیلی هم جلسات خواستگاری را لفت ندهید وتوی همان 2 یا 3 جلسه خلاصه اش كنید چون بعدا تصمیم گیری درباره انتخابتان احساسی می شود تا عقلانی! و آخر اینكه زیادی روی جوابهای طرف مقابل كه توی جلسه می گوید حساب باز نكنید چون جوابهای ما همیشه باورهای قلبی ما نیستند بلكه ذهنیات مارا تشكیل می دهند پس سعی كنید ارزیابی تان از جلسه خواستگاری سوال محور باشد تا جواب محور! بد نیست بدانید سوالات افراد سطح بینش و فهم افراد را نشان می دهد و جوابهای آن سطح دانش و حافظه افراد را نشان می دهد پس به سوالاتی كه از شما می شود بیشتر دقت كنید. چون سوالات نشان دهنده دغدغه های فرد و اولویتهای اوست. [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:24 ] [ مجيد قرباني ]
[
] معرفی استان گیلان؟
معرفی استان گیلان؟
معرفی استان گیلان گیلان یکی از استان های شمالی ایران است که 14711 کیلومتر مربع وسعت دارد. رشته کوههای البرز، همانند دیواری در غرب و جنوب گیلان کشیده شده است؛ به همین سبب، آب و هوای گیلان، معتدل و در اکثر نقاط دارای رطوبت بالایی است. گیلان مرطوبترین ناحیه کشور است و سالانه بیش از 2000 میلیمتر باران دارد. بخش وسیع گیلان جلگه ای و مابقی کوهستانی است. بیش از 40 رودخانه در گیلان جاری است که مهمترین آنها سفیدرود است. گیلان منطقه ای کشاورزی است که مهمترین محصولات آن عبارتند از برنج، چای، زیتون، مرکبات، ابریشم، شیر، گوشت، مرغ، ماهی، خاویار، مربا و انواع شیرینی و کلوچه. [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:18 ] [ مجيد قرباني ]
[
] چرايي طلاق درايران؟
كاهش ازدواج، و عدم تمايل جوانان به زندگى زناشويى و روى آوردن به زندگى مجردي فاجعه بزرگى است و آمار ها حاكي از افزايش طلاق و كاهش ازدواج است و اين آمار گریز از تشکیل خانواده در جامعه اسلامی ایران بعداز گذشت 32 سال از عمر انقلاب اسلامی دارد واین در حالی است که یکی از دستورات موکد اسلام تشکیل خانواده است و یا به عبارتی دیگر آمار ها نشان دهنده متزلزل شدن بنیاد خانواده در جامعه اسلامی ما است.
در اين خصوص امان قرايي مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار شفاف با تاكيد بر اينكه مهمترين عامل كاهش ازدواج مسئله اشتغال و اقتصاد است گفت : به طور كلي چند عامل در كاهش ازدواج دخيل هستند كه مهمترين و اساسي ترين عامل اشتغال جوانان و اقتصاد محسوب مي شود . وي تصريح كرد : تا زماني كه جوانان امنيت شغلي و اقتصادي نداشته باشند و از نظر اشتغال دچار مشكل باشند و به دنبال آن مسكن در اختيار نداشته باشند ،همچنان نرخ ازدواج در جامعه كم خواهد بود و سن ادواج افزايش پيدا مي كند. اين استاد دانشگاه به ديگر عوامل كاهش ازدواج اشاره كرد و ياد آور شد : تحصيل جوانان در دانشگاهها موجب شده تا ازدواج 4 سال به تاخير بيفتد . قرايي عامل ديگر كاهش ازدواج را تفريحات بيرون از خانه دختران و پسران عنوان كرد و اظهار داشت : به دليل مهيا شدن تفريحات جوانان در بيرون از خانه و رابطه نامناسب ميان آنها دختران و پسران تن به ازدواج نمي دهند و اين عامل عاملي است در حال حاضر خود نمايي مي كند. وي تاكيد كرد : در كل دنيا و ايران سن ازدواج افزايش يافته و نرخ ازدواج كاهش پيدا كرده است اما در ايران عامل مهم وضعيت معيشتي و اقتصادي است كه مانع ازدواج جوانان مي شود . اين استاد جامعه شناسي گفت : سن ازدواج افزايش داشته و در خبري كه اخيرا منتشر شده ميانگين سن ازدواج دختران را 22 و پسران را 26 اعلام كرد كه به نظر مي رسد اين آمار اشتباه است و ميانگين سن ازدواج دختران 24/5ـ25 و ميانگين اين سن در پسران 27/5ـ 28 است. قرايي بالا رفتن خط فقر را از ديگر عوامل كاهش ازدواج دانست و اظهار داشت : خط فقر بالا رفته و كسي كه در آمد ماهيانه اش زير 800 هزار تومان باشد زير خط فقر است و با كمتر از اين مبلغ در تهران نمي توان زندگي كرد. وي معتقد است چنانچه شغل و مسكن جوانان مهيا شود ازدواج نيز به دنبال ان افزايش مي يابد. اين استاد دانشگاه در خصوص علل افزايش طلاق گفت : 18 عامل موجب طلاق ميشود.يك مسئله اقتصاد وتامين نشدن مخارج زن است كه منجر به طلاق مي شود و ديگر عامل دوساختي شدن جامعه است يعني تفاوت در طرز فكر،مردان در گذشته فكر مي كنن و زن را مطيع و خانه دار مي خواهند در صورتي كه زنان مي گويند در قرن 21 هستيم و زن و مرد تفاوت چنداني ندارند. قرايي ازدواج نامناسب را عامل ديگري در افزايش طلاق عنوان كرد و تصريح كرد:تفاوت فرهنگي و سنتي و عدم شناخت دختر و پسر قبل از ازدواج منجر به طلاق ميشود،دوران نامزدي كوتاه موجب عدم شناخت طرفين شده و اين موضوع طلاق را در پي دارد. وي ادامه داد : اعتياد،بيماري هاي خاص،ناتواني جنسي مردان،شغل،تحصيلات،ازدواج هاي اجباري ، مهريه بالاو ازدواج هايي كه براي مهريه است را از ديگر عوامل افزايش طلاق است.متاسفانه مهريه هاي بالا و مخارج دوران ازدواج در بين جوانان ترس ايجاد مي كند و موجب كاهش ازدواج مي شود. اين استاد جامعه شناسي در پايان اظهار داشت : مهريه هاي بالا و چشم و هم چشمي موجب طلاق است و ازدواج ها بايد ساده شود.
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:29 ] [ مجيد قرباني ]
[
] ریشه های بی حجابی در ایران
آیت الله تهرانی در درس اخلاق خود با موضوع حیا ضمن انتقاد از رویکردهای تساهلگرایانه، بیشرمی را از مصادیق بیدینی عنوان کرد و گفت: اگر حیا نباشد، نه انسان هستیم و نه متدین. شهوت و غضب را گفتم
آیت الله تهرانی در درس اخلاق خود با موضوع حیا ضمن انتقاد از رویکردهای تساهلگرایانه، بیشرمی را از مصادیق بیدینی عنوان کرد و گفت: اگر حیا نباشد، نه انسان هستیم و نه متدین. در گذشته بحث ما راجع به تربیت، یعنی روش رفتاری و گفتاری دادن بود. عرض کردم به طور معمول، انسان در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی روش میگیرد؛ فضای پنجمی هم داریم که حاکم بر هر چهار محیط است. اینها بحثهای گذشته ما بود. من راجع به چهار محیط بحث کردم، امّا بحث فضای پنجم ماند. در ضمن بحث محیط خانوادگی، دو سه جلسه به طور اختصار در مورد مسأله حیا در بُعد اخلاقیاش بحث کردم، چون حیا ارتباط تنگاتنگی با آن محیط داشت؛ امّا به طور مستقل وارد این بحث نشدم. چند چیز موجب شد که احساس کنم «بحث حیا» مستقلاً، مورد ابتلا است و نه تنها نسبت به محیط خانوادگی بلکه به طور کلّی، نسبت به کل جامعه نقش دارد؛ به خصوص نسبت به آن فضای پنجمی که میخواستم مطرح کنم. چون اصلاً رکن اساسی در مورد فضای کلّی جامعه حیا است. از طرفی هم، همان موقع نیز من مراجعات متعدّدی راجع به همین مسأله داشتم؛ لذا به ذهنم آمد که چون این بحث، نسبت به همه آنها نقش اساسی دارد، آن را مطرح کنم. اشاره به تاریخچه این بحث البته من در گذشته، در دو بُعد حیا را مستقلاً بحث کردم؛ یکی در بُعد اخلاقی در سال شصت و پنج، حدود بیست و پنج سال پیش بود. یکی هم در بُعد معرفتی، در منازل سلوک الی الله تعالی، بحث کردم که «حیا» سی و چهارمین منزل از منازل سلوک الی الله تعالی، است و من بعد از منزل شکر، آن بحث را کردم. این بحث هم حدود دوازده سال قبل بوده است. فعلاً نمیخواهم بحث حیا را در بُعد معرفتی مطرح کنم و به دنبال آن نیستم. چون این دوره بحث من، بحث تربیّتی است؛ لذا در مورد بُعد اخلاقی حیا بحث میکنم. چون از آن هم تقریباً دهها سال گذشته است و غالب افراد جلسه ما هنوز به دنیا هم نیامده بودند و از طرفی هم دیدم آن مباحث هنوز منتشر نشده است، احساس نیاز کردم که بحث حیا را دوباره مطرح کنم. چند مقدّمه در مورد مباحث اخلاقی حالا برای آشنایی به مباحث اخلاقی، مقدّمهای را میگویم و بعد وارد بحث میشوم. 1.کیفیّت سیر مباحث اخلاقی مباحث اخلاقی بر محور قوای درونی انسانی، یعنی قوه شهوت، غضب و وهم مطرح میشود. مباحث اخلاقی اینطور هستند و من هم مفصّل راجع به آن بحث کردهام. علمای اخلاق، برای هر کدام از این قوا رذایل و فضایلی را میشمارند و وارد بحث آن میشوند. مثلاً رذیلههای قوه شهوت را شمارش میکنند، یا مثلاً راجع به خشم و غضب و رذایلش و مقابلاتش بحث میکنند. یک رذیله را میگویند بعد ضدّ آن را که فضیلت است، بیان میکنند. تا بحث میرسد به جایی که یک قوّه به تنهایی نقش ندارد، مثلاً جاهایی ممکن است از دو قوّه یا سه قوّه، یک رذیله پیش بیاید. یعنی شهوت و غضب منشأ همان رذیله میشود. رذیله را موضوع بحث قرار داده و میگویند: گاهی ممکن است ریشه این رذیله، شهوت باشد و گاهی ممکن است، غضب باشد. اینها مقدّمه است برای این که به بحث مان برسیم. «وقاحت» یعنی «بیحیایی» در مباحث اخلاقی، رذیلهای تحت عنوان «وقاحت» مطرح است که من میخواهم توضیح دهم، گاهی در ارتباط با شهوت قرار میگیرد و منشأش شهوت است و گاهی منشأش غضب است. «وقاحت» از نظر لغت، به معنای «بیشرمی» است که ما هم این لفظ را در همین معنا استفاده میکنیم. بحث ما «حیا» است نه بی حیایی ولی از آنجا که گاهی تعریف به ضد، مطلب را خوب تفهیم میکند مجبورم اوّل این رذیله را بگویم بعد سراغ آن فضیلت بروم. علما میگویند: «یُعرَفُ الاشیاء بأضدادها». چون ضدّ او حیا است و من میخواهم بحث ضد را بکنم،. خود ما هم در محاورات عرفیمان میگوییم: فلانی خیلی بیحیا است؛ و منظورمان همین وقاحت است. یا میگوییم وقیح است یا بیحیا است. این یک بحث لغوی بود. علمای اخلاق، وقتی وقاحت را از نظر اصطلاح تعریف میکنند، میگویند: «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتکاب محرّمات شرعیّه، قبایح عقلیّه و عرفیّه». «عدم مبالات نفس از ارتکاب» به تعبیر ما یعنی «پررویی». اگر انسان، کاری را که از دیدگاه عقل زشت است انجام دهد، و اصلاً هم به روی خود نیاورد و برایش اهمیت نداشته باشد، انسان پررو و بیحیایی است. از نظر درونی، برای چنین کسی ذرّهای ناراحتی ایجاد نمیشود. قبایح عقلیّه در ارتباط با عقل عملی است، چون ادراک حُسن و قُبح مربوط به عقل عملی است. محرّمات شرعیّه هم یعنی دستورات شرعی. لذا منشأ این که یک نفر با این که میگوید: من معتقد به معاد و نبوّت و همه اینها هستم، در عین حال گناهی میکند و از نظر درونی هم هیچ ناراحتی برایش ایجاد نمیشود، منشأ این عدم مبالات نفس، بیحیایی است. حالا چه شده که او بیحیا شده است، بحث مفصّلی است که قبلاً در همین مباحث تربیتی به آن اشارهای کردم، اما در آینده به آن بحث میرسم و مفصّل صحبت میکنم. روایتی در اصول کافی به نام حدیث عقل و جهل است که در آن بیش از هفتاد جنود عقل و جهل را شمرده است. لشکر عقل چیست؟ لشکر جهل چیست؟ در آنجا هم مسأله حیا مطرح هست. البته از ضدّ حیا که میگوییم قباحت و وقاحت است، در آنجا تعبیر به خُلع میکند که من انشاءالله همه اینها را در آینده بحث میکنم که چرا در آن روایت، تعبیر خُلع است؟ روایت را سماعه از امام هفتم(علیهالسلام) نقل میکند. من هم تحت همین عنوان خُلع در محیط خانوادگی، بحث کردم و گفتم که معنای خُلع، پردهدری است، حیا را هم گفتم که پردهداری است. 2.افراط و تفریط قوا منشأ گناه هستند قوای نفسانی ما چه غضب و چه شهوت، ممکن است یک حالت افراطی و یا یک حالت تفریطی داشته باشند، ممکن هم هست که حالت اعتدالی داشته باشند. حالا من چند تا مثال میزنم. مثلاً فرض کنید در باب شهوت، شخص به دنبال ربا خواری، حرص و مال اندوزی است. این موارد در حالت افراطی شهوت است. یعنی حالت افراطی شهوت، او را به این رذیله حرص و مالاندوزی میکشد و منشأ این میشود که «پول و مال» را روی هم انباشته کند، از هر جایی و هر دری که میشود. چنین آدمی دیگر هیچ مرزی نمیشناسد. این شخص، آدم وقیحی است و غیر از این هم نمیشود چیزی در مورد او گفت. به این حالت افراطی در ربط با خشم یا غضب «بغی» میگویم که معنایش به اصطلاح ما «سرکشی» است. مثلاً «ضرب و شتم» یا «ناسزاگویی» حالت افراطی غضب است. منشأ همه اینها آن حالت افراطی خشم است. این شخص حالت تعادلش را از دست داده و دیگر متعادل نیست که این کارها از او سر میزند. «بیحیا» دین ندارد! ممکن است برخی بخواهند اعمال وقیح خودشان را توجیه کنند، ولی شما فریب این چیزها را نخورید و بدانید که این کارها از عدم تعادل قوای نفسانی نشأت گرفته است. من اخیراً میشنوم که درباره کسی که فحاشی میکند، میگویند: او ادبیّاتش خوب نیست. او دارد فحش میدهد و دیگران میگوید: «چیز مهمّی نیست ادبیّاتش خوب نیست»! ما اخیراً داریم این حرفها را میشنویم. یک نفر «آدم بیحیا و بیشرمی» است و حتی «آدم بیدینی» است، چون بسیاری از این بیشرمیها خلاف شرع است، اما میگویند: «مهم نیست، ادبیّاتش خوب نیست یا بدسلیقه است»! حالا من روایاتی را میخوانم که فرمودند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ». کسی که حیا ندراد، ایمان ندارد. در روایتی پیغمبر میگوید: «لا دینَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» هرکس حیا ندارد، اصلاً دین ندارد. بحث ما بحث تقریباً سلسلهوار و علمی است. من الآن در مورد بحث ریشهیابی حیا وارد شدهام که بسیاری از رذائل اخلاقی، به خاطر افراط قوای نفسانی است. حالت افراطی شهوت و غضب را گفتم و برایش مثال هم زدم. این قوا، حالت تفریطی هم دارند؛ یعنی گاهی شخص به آن مقدار که باید از این قوا بهره بگیرد، نمیگیرد. مثل «عدمغیرت» که ما به آن «بیغیرتی» میگوییم. این به خاطر حالت تفریط غضب است. یا فرض کنید «کتمانحق»؛ اینکه کسی حق را میپوشاند، برای این است که جرأت ندارد حق را بگوید. این حالت تفریطی غضب است و به چنینی شخصی میگویند: «ترسو!» گاهی ممکن است که شهوت منشأ یک رذیله شود و غضب هم منشأ همان رذیله شود، با این که اینها دو نیروی جدا از هم هستند؛ شهوت یک نیرو در انسان است، غضب هم نیروی دیگری در انسان است، ولی اینها هر دو منشأ یک رذیله میشوند. گاهی هم حتی ممکن است «وهم» نیز موثّر باشد. البته من چون نمیخواهم بحث پیچیده شود، همین دو قوّه را میگویم ریشه غیبتکردن من میروم سراغ گناهانی که مبتلابه است، مثل: «غیبت کردن» گاهی ممکن است منشأ غیبت، غضب باشد، با کسی دشمنی دارد و این موجب شده است که غیبت او را کرده است، میخواهد رسوایش کند. در اینجا منشأ غیبت، خشم است. گاهی منشأ غیبت خشم نیست، شهوت است، مثلاً برای خوشایند دیگری غیبت میکند. این شخص خیلی بدبخت است! من از معاصی کبیره برایتان مثال زدم که انشاءالله مطلب جا بیافتد. حالا یک تقسیم بندی دیگر؛ گاهی رذیله، از فعل نشأت میگیرد و گاهی از ترک فعل. یک وقت فرد، فعل حرام انجام میدهد، مثل این که غیبت میکند، این یک فعل است و حرام هم هست، یک وقت ترک واجب است. مثل کتمان حق، که گفتن حق واجب است. آن فعل بود و این ترک است. چون هر دو قسم را گفته بودم این توضیح را دادم که کاملاً متوجه شوید. کسانی که اهل بحث هستند، خوب دقت کنند! تمام گناهان انسان از همین امور نشأت میگیرد؛ حالت افراط و تفریط در ارتباط با نیروهای نفسانی، چه فعل باشد و چه ترک باشد. سرچشمه همه اینها هم «وقاحت، بیحیایی و بیشرمی» است. 3.بیحیایی سرسلسله شرارتها است به جای حساس بحث رسیدیم که گفتم بحث اساسی است و مبتلابه جامعه ما بوده و بحث اساسی مباحث گذشته تربیّتی ما است. حالا من برایتان چند روایت میخوانم. یک؛ «القحة عنوان الشر» عنوان همه زشتیها وقاحت و بیشرمی است. «عنوان» یعنی «تیتر»، یعنی اگر بخواهی برای شرور، یک تیتر بگذاری، آن بیحیایی است. همه شرور زیرمجموعه بیحیایی است. حالا روایت دیگری که خیلی روشنتر است، میفرماید: «رأس کل شر القحة» سرآمد هر شری بیحیایی است. یک روایت از امام صادق(ع) است که می فرماید: «الْوَقَاحَةُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْکُفْرِ» سرآمد همه اینها بیحیایی است، یعنی سرآمد نفاق، شقاق و کفر این است. همه دین، حیا است روایات دو نوع است، یک دسته وقاحت را مطرح میکند، مثل این روایاتی که الآن خواندم و در مورد با خود وقاحت بود. در یک دسته از روایات، ضدّش را وطرح میکنند و میگویند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ» بی شرم ایمان ندارد. این ضدّ وقاحت است. روایتی از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «قال رسولالله(ص): الحیا هو الدین کلُّه» پیغمبر با این سخن، کار را تمام کرد. اصلاً دین حیا است. لذا آن روایتی که از امام صادق(ع) خواندم در باب وقاحت که فرمود: صدر نفاق و شقاق و کفر، بیحیایی است، همه با همدیگر همسو است. این بحث، بحث مفصّلی است که انشاءالله اگر خدا توفیق عنایت کند بیش از سابق تذکّراتی هم داشته باشم. وقاحت و در مقابلش حیا، در تخریب و سازندگی انسان نقش اساسی دارد که من بعد در بحثم وارد آن میشوم. اگر حیا نباشد، دست ما هم از انسانیّت خالی است و هم ازالهیّت. نه انسان هستیم و نه متدیّن. در دو رابطه من دارم مطرح میکنم، هم عقل عملی و هم بُعد معنوی. از هر دو، دست خالی میشود که بعد انشاءالله وارد میشوم [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:27 ] [ مجيد قرباني ]
[
] |
|